Oct 28, 2011

باران ریزان

      آدم زیر باران احساس امنیت بیشتری می‌کند. به نظر کم خطر ترین حادثه‌ی طبیعی است. برخلاف وقتی که آسمان خالی است. نه بادی نه ابری هیچ چیزی آنجا بالای سرت وول نمی‌خورد و تو همش ته دلت شور می‌زند نکند بلایی سرم بیاید. ولی باران همش در حال نوازش کردن است. توی تهران که یک ساعت می‌بارد. هر جا را که دستش رسید جارو می‌کند. دوباره بند می‌آید. ترافیک باز می‌شود. ماشین‌ها بیشتر آلودگی درست می‌کنند. دوباره به سر بچه‌ی خطاکاری که دارد هی بازی در می‌آورد و جایش را کثیف می‌کند، دست می‌کشد و با صدایی خیلی نرم می‌گوید اشکال ندارد.
البته همیشه اینطوری نیست و گاهی همین‌ها را باصدای بلند و چهره‌ی خراشیده‌اش، فریاد می‌زند.



No comments:

Post a Comment