1. یکی توی بازار به آدم بگه واستا این راهی که میری اشتباهه
2. مادر زن نادر : شما جوونین سه چهار ماه دیگه یه بچه دیگه
3. پدره که کلا دو بار - شاید - گفت سیمین
4. از بیرون چهارچوب حرف زدن با پدره
5. اولین برخورد نادر و سیمین بعد از مدتی است که آنقدر غرق فیلم هستند که مهم نیست. بازهم نادر بیرون از آشپزخانه
6. علاقه ی فرهادی به تصویر روی تصویر در قابهای اولیه مثل چهارشنبه سوری زمان تعارف زدن مرد با رقیبش توی ماشین، هم سرنوشتی و هم سطحی مادر و دختر در جدایی نادر و سیمین.
7. کار زیبای محمود کلاری: بخش معرفی شخصیتها گردش 360 درجه توی خانه و نشان دادن دختر و پدر + نادر و سیمین توی آسانسور درحال بالا رفتن به موازات دیوار خط خطی و استیل ایستادن متنافر ایشان
8. خاکستری بودن آدمها، غرق بودن در روزمرگی به طرزی که خیلی جاها قابل دیدن نیست.
9. این اتفاقها برای هر کسی می تواند اتفاق بیفتد. هرچقدر محتاط و معقول باشی.
ضعف:
1- شخصیت کمی بیش از حد معقول شهاب حسینی و خط خطی کردن او در قسمت پول گرفتن. به نظر شکستن شیشه الزامی نبود.
پ.ن:
بدون ویرایش و به عنوان یک بیننده
No comments:
Post a Comment